محمد اشرف علوى عاملى
772
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
ايشان عقوبت به نحوى كه شكننده مهرههاى پشت ايشان باشد . حاصل آن كه به اين نحو خواهد بود آن روز ، و « نظر » مقرون به حرف « الى » افادهء رؤيت مىكند ، پس بايد بنا به استعمال « الى » ديده شود از جهت نظر كردن حقيقت است در گردانيدن حدقه نحو مطلوب از جهت رؤيت مرئى ، و اين متعذّر است در حقّ حق - تعالى - از جهت آن كه منتفيست از او جهت ، پس باقى ماند كه مراد مجاز باشد . و آن رؤيتيست كه معلول و مسبّب اين گردانيدن حدقه باشد ، و منظور نظر حقيقيست كه به معنى تحقيق امر حقّ و معرفت است . و استعمال لفظ سبب كه گردانيدن حدقه است بر مسبّب كه رؤيت معنوى است از احسن وجوه مجاز است . و جواب گفته شده از لزوم اين توجيه و جزم به رؤيت به منع اراده اين مجاز ، از جهت آن كه « نظر » اگر چه مقارن است به حرف « الى » ليكن افاده رؤيت نمىكند و از اين جهت است كه گفته مىشود / * الف / 170 / كه : نظر نمودم « 1 » به هلال پس نديدم آن را . و هرگاه معيّن نشد اين معنى يعنى لزوم رؤيت از براى اراده رؤيت ، ممكن است حمل آيه به معنى ديگر شود و آن اين است كه گفته شود كه « الى واحد آلاء » است و معنى « ناظره » منتظره است ، يعنى نعمت خدا منتظره است و در انتظار آن هستند . يا گفته شود كه مضاف در اينجا محذوف است يعنى « الى ثواب ربّها ناظرة » . گفته نشود كه انتظار سبب غم است و آيه ايراد در اينجا نموده
--> ( 1 ) . م : نموده